چرا نمیگذرد ،
ایام التهاب گرفته از دوری تو...
خط به خط شعر هایم ، جان می کنند تا خود را به تو برسانند.
ایمان بیاور ،
به عشق های آتشین نهفته زیر خاکستر...
چونان رود خانه آرام و چون سیل خروشان.
اینگونه که شدی ، دیگر تو نیستی که نفس میکشی.
اوست که تو را غرق در خود کرده است.
و همه چیز، اوست.
و او همه چیز است .
که فدایش همه چیزم....
برچسب:
نویسنده: پرنیا کمالی